Table of contents
- ۱. هویت ایستا در برابر هویت پویا
- ۲ – پل دوستی؛ در روابط میان کشورها و انسانها
- . ۳ . مرکز و پیرامون؛ برادر کوچک، برادر بزرگ و رسیدن به بلوغ
- ۴. جلوهها و نمودهای «پل دوستی »
- ۵ -ده نمونه از دگرگونی در روابط رومانی و بلغارستان
- ۶. روابط رومانی و بلغارستان از نگاه «پل دوستی »
- . ۷ – راهکارهایی برای شکلگیری رسانههایی که هویت پویا را در جامعهای مانند بلغارستان تقویت میکنند
- . ۸ – واقعگراییِ «خواستههای ناممکن» — شهروندان میتوانند به سوژهی روابط منطقهای و بینالمللی تبدیل شوند
- ۹ -پل دوستی چه نسبتی با گروههای سیاسیِ انگخورده و انگزننده دارد؟ یعنی با فضاهای پیرامونی
- . ۱۰- ماهیتِ میانجیگرِ پل دوستی بهمثابهی نقطهی مقابل تجربهای مبتنی بر انحصار، همگنی و هژمونی
- . ۱۱ – پل دوستی چگونه شکل گرفت؟ مهندسی اجتماعی، تصادف طبیعی یا صرفاً سرسختی
- ۱ ۲- پل دوستی به سوی فراتر از جنوبشرق اروپا
سایت «پل دوستی» تنها به انتشار اطلاعات دربارهٔ برخی جنبههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روابط انسانی در بلغارستان و رومانی، یا روابط میان این دو کشور و منطقه محدود نمیشود؛ بلکه میکوشد در شکلگیری تجربهای تازه در این کشورها و منطقهٔ آنها نیز سهیم باشد.
منظور از «تجربهٔ تازه»، دگرگونی و نوزایی در برابر هویتهای ایستا و روابط ثابت است؛ وضعیتی که در آن، تجربههای واقعی زندگی به تغییر در اندیشه، نگرش و هویت انسان منجر نمیشوند، گویی آن رویدادها هرگز رخ ندادهاند.
این نوزایی زمانی ممکن میشود که فرد یا جامعهای که در چارچوب هویتهای بسته و عادتهای اجتماعی گرفتار شده است، بخواهد خود را دگرگون کند و بهتدریج از آن پوستهٔ سخت فاصله بگیرد. اما برای شکلگیری چنین میلی، لازم است علاقهای به «دیگری» پدید آید؛ علاقهای به تجربهکردن چیزی فراتر از جهان آشنا و شناختهشده.
راه رسیدن به این دگرگونی، «پل دوستی» نام دارد؛ نوعی ارتباط انسانی و برابر که در آن افراد و واقعیتهای اجتماعی، بدون سلطهجویی، یکدیگر را غنیتر و دگرگون میکنند.
در جریان این ارتباط، انسان بهتدریج بارِ عادتها و آموزشهای اجتماعیِ بیفایده و زیانبار را کنار میگذارد؛ همان چیزهایی که مانع تجربههای تازه و درک واقعیتِ زنده و پویای جهان میشوند. در نتیجه، این پویایی به بخشی از وجود انسان تبدیل میشود.
هدف «پلهای دوستی» تبدیل هویت ایستا به هویتی پویا است. همهٔ ما بخشی از جهان هستیم، اما پرسش این است که جهان تا چه اندازه بخشی از ماست؟
انسان زمانی واقعاً زنده است که بتواند بدون زره و دیوار، با تجربههایی روبهرو شود که او را تغییر میدهند و به بخشی از وجودش تبدیل میشوند.
مفهومهای «پل دوستی» و «هویت پویا» بنیان فلسفهٔ نوعی روزنامهنگاری فرامرزی را شکل میدهند که وبسایت رومانیایی ـ بلغاری «پل دوستی» بر اساس آن فعالیت میکند.
۱. هویت ایستا در برابر هویت پویا
با آغاز جنگ اوکراین، جنوبشرق اروپا وارد دورهای از تغییر و دگرگونی شده است. این تغییرات زمینهای ایجاد کردهاند تا فضاهایی تازه در منطقه شکل بگیرند؛ فضاهایی که به ارزشهایی مانند گفتوگو، همکاری و پویایی نزدیکترند. «پل دوستی» نیز میخواهد یکی از همین فضاها باشد.
اگر این هدف تحقق پیدا کند، نتیجهٔ آن را میتوان در تغییر نگاه و هویتِ ایستای بلغارها، رومانیاییها و حتی در روابط میان دو کشور دید.
هویت ایستا زمانی شکل میگیرد که انسان در چارچوب بستهٔ یک فرهنگ و تجربهٔ ملی محدود بماند؛ وضعیتی که اغلب بر پایهٔ ترس، آسیب یا نوعی درماندگیِ آموختهشده به وجود میآید. در چنین شرایطی، فرد نمیتواند نگاه تازهای به جهان و جامعهٔ خود پیدا کند یا نقشی در تغییر آن داشته باشد.
اما تغییر از جایی آغاز میشود که انسان با تجربهها، اندیشهها و انسانهای متفاوت روبهرو شود. این برخوردِ تازه، بهتدریج نگاه او را تغییر میدهد و باعث میشود هویت ثابت و بستهٔ او دگرگون شود.
هویت پویا زمانی به وجود میآید که افراد، جامعهها یا فرهنگهای مختلف بتوانند بدون تحقیر، برچسبزدن یا سلطه بر یکدیگر با هم ارتباط برقرار کنند؛ ارتباطی که بر پایهٔ یادگیری و غنیشدنِ متقابل شکل میگیرد.
راه رسیدن به چنین ارتباطی همان چیزی است که «پل دوستی» نامیده میشود.
۲– پل دوستی؛ در روابط میان کشورها و انسانها
در روابط بینالمللی، اغلب میان کشورها و منطقههای مختلف شکافهایی کوچک یا بزرگ وجود دارد. معمولاً عبور از این فاصله و ورود به جهانِ «دیگری» بدون نوعی دگرگونی درونی، کاری پرخطر تلقی میشود. در بسیاری از موارد، انسان وارد فضای طرف مقابل میشود، اما همچنان با همان ذهنیت و عادتهای پیشین باقی میماند؛ یعنی بدون آنکه تجربهٔ تازه بتواند او را تغییر دهد. در نتیجه، او در سرزمینِ دیگر نیز همانقدر ناتوان از درک و دگرگونکردن تجربههاست که در فرهنگ و جامعهٔ خود بوده است.
«پل دوستی» تلاشی است برای ایجاد نوعی رابطه که در آن، کشورها و منطقههایی که میانشان شکاف و فاصله وجود دارد، بدون آنکه بخواهند یکدیگر را جذب، کنترل یا شبیه خود کنند، با هم ارتباط برقرار کنند. هر طرف در جایگاه و هویت خود باقی میماند، چه از نظر سیاسی، چه فرهنگی و چه از نظر شیوهٔ زندگی. اما در عین حال، زمینهای فراهم میشود تا انسانها، گروهها و نهادهایی شکل بگیرند که مورد اعتماد هر دو طرف باشند.
این انسانها و نهادها بهتدریج روابط میان دو طرف را زنده و پویا میکنند و در طول زمان، تجربهٔ ثابت و تکراریِ روابط دوجانبه یا منطقهای را تغییر میدهند.
اساسِ نقشِ فرد یا نهادی که بهعنوان «پل دوستی» عمل میکند، بر دوستی و اعتماد اولیه میان دو سوی این پل استوار است. این نگاه، برخلاف فضای سنتیِ دشمنی، سوءظن و بیاعتمادی است که معمولاً در جوامعی شکل میگیرد که تجربههای حاشیهای، آسیبدیده و مبتنی بر ترس داشتهاند.
«پل دوستی» ماهیتی جهانشمول دارد. این مفهوم نه در خدمت یک جریان سیاسی یا ژئوپولیتیکی خاص است و نه علیه جریان دیگر. شکلگیری آن بر پایهٔ بهرسمیتشناختن مشروعیت، کرامت و ویژگیهای انسانیِ همهٔ اعضای یک جامعه یا منطقه استوار است.
وقتی انسانها با گشودگی و اعتماد اولیه با یکدیگر برخورد کنند، بهتدریج انباشتِ بیاعتمادی، نفرت و دشمنیای که در نتیجهٔ سلطهٔ نگاههای بسته و حاشیهای به وجود آمده، کاهش مییابد و امکان تجربهای تازه در روابط انسانی و بینالمللی فراهم میشود.
. ۳. مرکز و پیرامون؛ برادر کوچک، برادر بزرگ و رسیدن به بلوغ
معمولاً کشورهای حاشیهای یا ضعیفتر تلاش میکنند قدرتهای مرکزی و بزرگتر را به سمت خود بکشانند و از آنها در رقابتهای پایانناپذیرشان با همسایگان استفاده کنند. بخشی از این وضعیت، چیزی است که میتوان آن را «سندروم ماهوارهای» نامید؛ یعنی کشورهایی مانند بلغارستان و رومانی همیشه بهدنبال یک «برادر بزرگتر» هستند تا زیر سایهٔ او حرکت کنند و نقش وابسته را بپذیرند.
«پل دوستی» تلاشی است برای عبور از این وضعیت؛ وضعیتی که در آن کشورها همیشه در نقش «برادر کوچکتر» باقی میمانند و فقط یک قدرت بزرگ را با قدرتی دیگر عوض میکنند، بدون آنکه بتوانند مستقل و بالغ شوند.
این رویکرد میگوید رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که ما بهجای سلطه بر دیگران، تجربهها و واقعیتهای همسایگان خود را بشناسیم و درک کنیم. در این صورت، انسان و جامعه میتوانند بخشهای پنهان و سرکوبشدهٔ خود را نیز بهتر ببینند و بشناسند؛ چیزی که کارل یونگ آن را «سایه» مینامید.
پیش از شکلگیری «پلهای دوستی»، ملتهای جنوبشرق اروپا اغلب ویژگیهای منفی خود را به همسایگانشان نسبت میدادند. به همین دلیل، روابط میان آنها یا ضعیف بود یا همراه با سوءظن، دشمنی و نوعی «بار منفی تاریخی».
اما «پل دوستی» راهی است برای روبهروشدن با این بخشهای پنهان و حلنشده. انسان و جامعه، از راه ارتباط با همسایگان خود، میتوانند ضعفها، ترسها و تناقضهای درونیشان را بهتر بشناسند. وقتی تجربهها و حتی تضادهای دیگران را درک و جذب میکنیم، در واقع افق فکری و انسانیِ خود را گستردهتر میکنیم.
در چنین حالتی، ما فقط در مرزهای جغرافیایی خود زندگی نمیکنیم، بلکه از نظر ذهنی و انسانی نیز بزرگتر میشویم و توان بیشتری برای حرکت، انتخاب و تغییر پیدا میکنیم. به همین دلیل، داشتن هویتی پویا در ارتباط با همسایگان، امکانهای بیشتری برای رشد و زندگی به ما میدهد.
از این نگاه، «پل دوستی» نوعی منطقِ بالغ و مرکزی را وارد فضایی میکند که سالها زیر سلطهٔ ذهنیتِ حاشیهای و وابسته بوده است. وقتی کشورهای منطقه بتوانند تجربهها، زخمها و تضادهای یکدیگر را بفهمند و بپذیرند، ظرفیت بیشتری برای رشد پیدا میکنند و در ارتباط با اروپا نیز نقش فعالتر و خلاقتری خواهند داشت.
هدف این روند، نزدیکشدن و هماهنگشدن کشورها و تجربههای مختلف منطقه با یکدیگر است؛ تجربههایی که اگرچه متفاوتاند، اما شباهتهای عمیقی نیز دارند. این هماهنگی، توان دگرگونکنندهٔ همهٔ طرفها را بیشتر میکند و امکان زندگی غنیتر، آزادتر و پویاتری را فراهم میسازد.
برای اروپای مرکزی و جنوبشرق اروپا، این روند میتواند پایانِ نقش همیشگیِ «برادر کوچک» باشد؛ همان کشوری که همیشه بهدنبال تکیهکردن به یک «برادر بزرگتر» است. در چنین وضعیتی، ملتهای منطقه میتوانند سرانجام به بلوغ و استقلال واقعی برسند.
این یعنی حتی تجربههای تلخ و آسیبهایی که انسانها و جوامع از خلال آن رشد میکنند نیز کمتر محدودکننده خواهند بود و بیشتر به آنها امکان رشد، انتخاب و زندگی خواهند داد.
۴. جلوهها و نمودهای «پل دوستی»
رسانه
«پل دوستی» یک رسانهٔ رومانیایی وبلغاری است که در سپتامبر ۲۰۱۵ تأسیس شد. این رسانه تاکنون حدود ۲۵۰۰ مقاله دربارهٔ جنبههای گوناگون زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بلغارستان، رومانی و منطقه منتشر کرده است. همچنین موضوعاتی مانند روابط رومانی و بلغارستان و مناسبات منطقهای نیز در این رسانه بررسی میشوند.
«پل دوستی» اکنون بیش از ۲۵۰۰ دنبالکننده در فیسبوک، ۱۷۰ مشترک در خبرنامهٔ ساباستک و حدود ۲۲۰ دنبالکننده در وایبر دارد.
همچنین در کانال وایبر، هر روز خبرها، تحلیلها و دیدگاههایی به زبان بلغاری دربارهٔ رویدادهای رومانی و جمهوری مولداوی، و نیز روابط میان رومانی و بلغارستان وهمچنین بلغارستان و مولداوی منتشر میشود.
. صندوق حمایت مالی از رویدادهای رومانیایی ـ بلغاری
ولادیمیر میتف دارای یک سبد شخصی از سهام در بورس بلغارستان است که قصد دارد از درآمد آن برای حمایت مالی از برنامهها و رویدادهای مشترک میان رومانی و بلغارستان استفاده کند؛ از جمله:
سفر شهروندان رومانی به بلغارستان و شهروندان بلغارستان به رومانی برای برگزاری سخنرانی، شرکت در بحثها و مناظرهها، تبادل تجربه و حضور در دیدارهای رسمی و غیررسمی؛
نمایش فیلم؛
اجرای تئاترهای سیار و مهمان؛
سفرهای روزنامهنگاری و تهیهٔ گزارش؛
ترجمه و انتشار کتاب؛
پشتیبانی و نگهداری از وبسایت «پل دوستی»؛
کمک مالی به فعالیتها و اهداف اجتماعی و فرهنگی.
تا تاریخ ۵ مه ۲۰۲۶، میزان سود پیشبینیشدهٔ این سهام برای سال ۲۰۲۶ بیش از ۶۰۰ یورو برآورد شده است.
. باشگاه زبان و فرهنگ رومانیایی در روسه
این باشگاه فضایی برای گفتوگو دربارهٔ موضوعات مشترک مربوط به رومانی و روابط رومانی و بلغارستان فراهم میکند. در آغاز، نشستهای آن در کتابخانهٔ اتریشی شهر روسه برگزار خواهد شد.
باشگاه ماهیتی آزاد و غیررسمی دارد، به هیچ حزب سیاسی وابسته نیست و هدف آن زنده نگهداشتن علاقه به زبان، فرهنگ و مسائل مرتبط با رومانی در شهر روسه است.
. کتابخانهٔ رومانیایی ـ بلغاری
ولادیمیر میتف مجموعهای شامل صدها کتاب به زبانهای بلغاری، رومانیایی و چند زبان دیگر در اختیار دارد. در صورت فراهمشدن شرایط مناسب، این مجموعه میتواند پایه و هستهٔ اصلی یک کتابخانهٔ رومانیایی و بلغاری در آینده باشد.
۵-ده نمونه از دگرگونی در روابط رومانی و بلغارستان
. حافظهٔ تاریخی و آموزش
بهجای آنکه شخصیتهای تاریخی مشترکی مانند خاندان آسن، آنتون پان و دیگر چهرهها پلی میان دو ملت باشند، اغلب بر سر این بحث میشود که آنها «بلغاری» بودهاند یا «رومانیایی». به این ترتیب، تاریخ مشترک بهجای نزدیککردن دو ملت، به عاملی برای فاصله و اختلاف تبدیل میشود.
در رومانی، نقش عنصر اسلاوی در شکلگیری هویت رومانیایی معمولاً کمتر از واقعیت آن دیده میشود. در مقابل، در بلغارستان نیز نقش نیروهای رومانیایی در جنگ روسیه و عثمانی در سالهای ۱۸۷۷ تا ۱۸۷۸ و تأثیر آنها در بازسازی دولت بلغارستان کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
در میان بخشی از بلغارها، بهویژه در دوبروژای جنوبی، هنوز نوعی ترس بیدلیل وجود دارد که شاید رومانی روزی بخواهد دوباره این منطقه را در اختیار بگیرد؛ گویی دو کشور امروز عضو اتحادیهٔ اروپا و ناتو نیستند و مرزهای یکدیگر را به رسمیت نمیشناسند. از سوی دیگر، در رومانی نیز گاهی تلاشهای بلغارستان برای حفاظت از آثار فرهنگی در دوبروژای شمالی، بهعنوان نشانهای از ملیگرایی بلغاری تعبیر میشود.
در چنین فضایی، هر طرف بیشتر به این فکر میکند که چگونه «منافع ملی» خود را در برابر دیگری حفظ کند، نه اینکه چگونه میتوان اعتماد متقابل ساخت. تاریخ یکی از دشوارترین عرصهها برای شکلگیری «هویت پویا» است، اما حتی در اینجا نیز اصلِ غنیشدن متقابل میتواند راهگشا باشد.
شهر مرزی روسه ـ جورجو
منطقهٔ روسه ـ جورجو نشان میدهد که «پل دوستی» میتواند در سطح مدیریت شهری، نهادهای فرهنگی و حتی تولیدکنندگان کشاورزی شکل بگیرد؛ البته به شرط آنکه افراد و سازمانهایی وجود داشته باشند که مورد اعتماد هر دو طرف باشند.
«یوروریجن دانوبیوس» و مدیر اجرایی آن، لیلی گانچوا، نقشی مهم در ایجاد روابط خوب میان شهرداریها و نهادهای محلی روسه و جورجو داشتهاند. آنها برنامههای فرهنگی مشترک برگزار میکنند و در بهبود فضای روابط میان دو شهر نقش مؤثری دارند.
سرمایهگذاری در بورسهای بلغارستان و بخارست
بر اساس اطلاعات اتاق بازرگانی دوجانبهٔ رومانی و بلغارستان، سرمایهگذاران خرد رومانیایی تقریباً حضوری در بورس بلغارستان ندارند. از سوی دیگر، تا بهار ۲۰۲۶ بسیاری از کارگزاریهای بزرگ بلغارستان نیز امکان سرمایهگذاری در بورس بخارست را فراهم نکرده بودند.
حتی یکی از بزرگترین کارگزاریهای رومانی، یعنی «تریدویل»، برای شهروندان بلغاری حساب معاملاتی باز نمیکند. تنها شرکت «BT Capital Partners» اعلام کرده که شاید در آینده چنین امکانی را فراهم کند، هرچند این موضوع هنوز نیازمند مذاکره و پیگیری است.
در این حوزه، «هویت پویا» میتواند به معنای ایجاد امکان سرمایهگذاری همزمان در هر دو بورس و گردش آزادتر سرمایه میان دو کشور باشد.
رسانه و فضای اطلاعاتی
در وضعیتِ «هویت ایستا»، رسانههای هر کشور در نوعی حباب ملی زندگی میکنند و فقط هنگام وقوع فاجعه، رسوایی سیاسی یا ترافیک روی پل دانوب از همسایهٔ خود یاد میکنند.
اما «هویت پویا» در رسانه به معنای روزنامهنگاری فرامرزی است؛ یعنی رسانه بتواند مسائل و واقعیتهای «دیگری» را مانند بخشی از جهان خود توضیح دهد.
در چنین حالتی، مخاطب دیگر احساس نمیکند در قلعهٔ بستهٔ ملی خود زندانی است، بلکه میتواند روندهای منطقهای را عمیقتر درک کند.
شبکهٔ تلویزیونی «آرته» در فرانسه و آلمان نمونهای موفق از ظرفیتهای گستردهٔ روزنامهنگاری فرامرزی است.
ترجمهٔ آثار ادبی
بیش از هشتاد رمان رومانیایی در قالب برنامهٔ TPS وابسته به مؤسسهٔ فرهنگی رومانی به زبان بلغاری ترجمه شدهاند. اما در رومانی، بیشتر آثاری از نویسندگان بلغاری ترجمه میشود که یا در غرب شناختهشدهاند، مانند گئورگی گاسپودینوف و ایوان کراستف، یا خودشان به زبان رومانیایی مسلطاند.
در نتیجه، بخش بزرگی از ادبیات بلغارستان همچنان برای خوانندهٔ رومانیایی ناشناخته باقی مانده است.
«هویت پویا» در این زمینه میتواند به ترجمهٔ آثار نویسندگان کمتر تجاری، مانند فمینیستها، فیلسوفان، آنارشیستها و دیگر صداهای متفاوت کمک کند.
. محیط زیست
اعتراض مشترک مردم روسه و جورجو به طرح ساخت کارخانهٔ سوزاندن زبالههای پزشکی و حیوانی در جورجو، نمونهای روشن از همبستگی فرامرزی در برابر یک مشکل مشترک زیستمحیطی است.
جشنوارهها و ورزش
مسابقههای فرامرزی «ویا پونتیکا» و «روسه ـ جورجو» و همچنین ابتکار دوچرخهسواری «دانوب اولترا»، نمونههای موفقی از همکاری و ارتباط میان دو کشور هستند.
در کنار آنها، جشنوارههایی مانند جشن پولنتا در نوا چرنا یا جشن مادوانا در اسمیلتس، مردم دو سوی مرز را به هم نزدیک میکنند.
همچنین آیینهایی مانند «عید پاک اسبها» در شهر تارگویشتهٔ رومانی، جشن کوکری در برانشتی و برنامههای فرهنگی روستای ایزووارله، نمونههایی از میراث و شادیهای مشترک رومانیاییها و بلغارها هستند.
روابط بینالملل و ژئوپولیتیک
«پل دوستی» با این تصور مقابله میکند که هر کشور یا ملت موجودیتی استثنایی و جدا از دیگران است. قدرت واقعی کشورها نه در انزوا، بلکه در توانایی آنها برای برقراری ارتباط و همکاری ریشه دارد.
دیپلماتها و سیاستمداران معمولاً توان محدودی برای دگرگونکردن روابط دارند، زیرا در چارچوب ایدئولوژی دولتی، سلسلهمراتب اداری و محدودیتهای رسمی عمل میکنند.
از سوی دیگر، فعالان اقتصادی نیز اغلب بیشتر به سود فکر میکنند و فعالیت آنها همیشه لزوماً اخلاقی یا اجتماعی نیست.
به همین دلیل، رویکرد «پل دوستی» بیش از همه در دسترس شهروندان عادی است؛ انسانهایی که بدون سلطهجویی میتوانند رابطهای انسانی و برابر ایجاد کنند.
. نوآوریهای اجتماعی و سازمانهای مدنی
در ۳۱ مه ۲۰۲۶، قرار است دیداری در شهر روسه میان کودرو وربیه، کارشناس رومانیاییِ حوزهٔ حکمرانی خوب، و چند سازمان مدنی فعال در زمینهٔ فرهنگ، محیط زیست و فضای شهری برگزار شود.
هدف این نشست، تبادل تجربه دربارهٔ ادامهٔ فعالیت و بقا در شرایط دشوار اجتماعی و اقتصادی است.
چنین ارتباطهایی باید بیشتر و گستردهتر شوند.
. رشد فردی و روانشناسی
در وضعیتِ «هویت ایستا»، انسان گرفتار نوعی احساس درماندگی میشود؛ همان چیزی که میتوان آن را «نفرین بالکان» یا «نفرین حاشیهبودن» نامید: این احساس که هیچچیز به او بستگی ندارد و فقط باید تحمل کند.
اما تجربههای فراتر از مرزهای ملی میتوانند به انسان نیروی تازه و ارتباطهای جدید بدهند؛ تجربههایی که بدبینی و تقدیرگرایی را به اعتمادبهنفس و باور به تواناییِ تغییر تبدیل میکنند.
هرچه بیشتر از هویت ایستا فاصله بگیریم، نهتنها ما بخشی از جهان خواهیم بود، بلکه جهان نیز بیشتر به بخشی از وجود ما تبدیل خواهد شد.
۶. روابط رومانی و بلغارستان از نگاه «پل دوستی»
از زمان آغاز جنگ اوکراین، روابط سیاسی میان رومانی و بلغارستان رو به گسترش بوده است. با این حال، در سطح روابط انسانی و اجتماعی، هنوز نوعی رکود و ادامهٔ نگاههای پیش از سال ۲۰۲۲ دیده میشود.
در حوزهٔ همکاریهای دفاعی، روابط دو کشور تقویت شده است، زیرا کشورهای غربی و ساختارهای مشترکی مانند ناتو نوعی اطمینان و ثبات ایجاد کردهاند. اما با وجود این، پویاییِ واقعی و عمیق میان خودِ رومانیاییها و بلغارها هنوز چندان قوی نیست.
در اقتصاد نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. بلغارستان پنجمین شریک تجاری رومانی است و رومانی دومین شریک تجاری بلغارستان به شمار میآید. اما بخش زیادی از این همکاری اقتصادی بهوسیلهٔ شرکتها و سرمایهگذاران خارجی هدایت میشود. همانطور که دورو دراگومیر، رئیس اتاق بازرگانی دوجانبهٔ رومانی و بلغارستان، اشاره میکند، سرمایهٔ محلی در این روابط هنوز ضعیفتر از سرمایهٔ خارجی است.
به نظر میرسد بلغارها و رومانیاییها همچنان نیاز دارند اعتماد متقابل بیشتری میان خود ایجاد کنند. سیاستمداران و فعالان اقتصادی نهتنها نتوانستهاند نگاههای منفی قدیمی را تغییر دهند، بلکه گاهی ناخواسته آنها را تقویت کردهاند.
. ۷– راهکارهایی برای شکلگیری رسانههایی که هویت پویا را در جامعهای مانند بلغارستان تقویت میکنند
. نگاهی کلی به جامعهٔ بلغارستان
بلغارستان بخشی از جهان است، اما پرسش این است که جهان تا چه اندازه بخشی از بلغارستان شده است؟
برخی تحلیلگران رومانیایی اقتصاد بلغارستان را ترکیبی از منافع مافیا، شبکههای قدرت محلی و سرمایهٔ خارجی میدانند. به همین دلیل، برخلاف رومانی که شرکتهای خارجی نقش اصلی را در اقتصاد دارند، در بلغارستان رقابت بیشتر در درون ساختارهای داخلی و میان گروههای قدرت محلی جریان دارد.
در نتیجه، جامعهٔ بلغارستان تا حدی به فضایی شبیه شده که گرایشهای ملیگرایانه، محافظهکارانه و «حاکمیتمحور» در آن نفوذ زیادی دارند. در چنین فضایی، بخشی از خشم اجتماعی متوجه گروههایی میشود که به طبقهٔ تحصیلکرده، مدرن، نزدیک به شرکتهای بزرگ، بخش مالی یا فناوری تعلق دارند.
گذار سیاسی و اقتصادی پس از فروپاشی بلوک شرق در بلغارستان، نسبت به رومانی، آسیبزاتر و پرتنشتر بود. به همین دلیل، اعتماد اجتماعی در این کشور محدود مانده است.
جامعهٔ امروز بلغارستان بیشتر از گروهها و حلقههای بسته تشکیل شده است؛ گروههایی که افراد درون آنها احساس امنیت میکنند و از طریق آنها با جهان ارتباط میگیرند. این گروهها اغلب با یکدیگر در رقابتاند و همبستگی اجتماعی میان آنها ضعیف است.
در چنین فضایی، مردم همیشه احساس میکنند ممکن است از هر سو مورد حمله یا تحقیر قرار بگیرند. در بسیاری از روابط اجتماعی نیز نوعی رقابت پنهان وجود دارد؛ رقابتی بر سر اینکه چه کسی «نادانتر» یا «ضعیفتر» به نظر برسد.
در سطح سیاسی نیز رقابت و پراکندگی آنقدر شدید است که بارها کشور وارد بنبست شده و امکان نوسازی سیاسی کاهش یافته است. هر گروه، دیگری را مقصر میداند و تلاش میکند از نیروهای خارجی برای تقویت موقعیت خود استفاده کند.
به همین دلیل، جامعهٔ بلغارستان بیش از آنکه بر گفتوگو و دگرگونی متقابل تکیه داشته باشد، بر قدرت، رقابت و غلبه استوار شده است.
رسانهٔ «پل دوستی» در جامعهای مانند بلغارستان
در جامعهای مانند بلغارستان، فقط اطلاعرسانی کافی نیست. رسانه باید بتواند بر نگاه و ذهنیت مردم نیز اثر بگذارد؛ یعنی افق تازهای باز کند، کلیشهها را به چالش بکشد، نگاهها را غنیتر کند و راههای تازهای برای ارتباط و عمل پیشنهاد دهد.
در وبسایت «پل دوستی»، این دگرگونی از راه شناخت عمیقتر بلغارها از جامعهٔ رومانی و شناخت رومانیاییها از جامعهٔ بلغارستان شکل میگیرد. همچنین این رسانه تلاش میکند درک تازهای از روابط منطقهای و روابط میان دو کشور ایجاد کند.
بخشی از مشکل این است که بسیاری از بلغارها هنگام ارتباط با رومانیاییها، بارِ سنگینی از پیشداوریها و ذهنیتهای قدیمی را با خود حمل میکنند. یکی از هدفهای «پل دوستی» این است که انسان بتواند این آموزشها و عادتهای اشتباه را کنار بگذارد؛ همان چیزهایی که مانع یادگیری، گفتوگو و تجربهٔ واقعی با جهان و همسایگان میشوند.
«پل دوستی» میخواهد انسان را از ذهنیتِ بسته، از برتریطلبی و از تصور ثابت دربارهٔ «خود» و «دیگری» عبور دهد. در این نگاه، ما فقط در جهان زندگی نمیکنیم، بلکه جهان نیز به بخشی از وجود ما تبدیل میشود.
اگر وبسایت «پل دوستی» واقعاً بتواند چنین نقشی ایفا کند، نشانهٔ آن را میتوان در میزان اعتماد مردم، در علاقهای که مطالب آن ایجاد میکند و در کاهش بیاعتمادی میان انسانهایی دید که سالها با ذهنیت «ما در برابر آنها» زندگی کردهاند.
با این حال، در جامعهای که سوءظن و بیاعتمادی گسترده است، چنین رسانهای تنها زمانی میتواند استقلال خود را حفظ کند که تا حد ممکن بر منابع مالی مستقل و شخصی تکیه داشته باشد.
در بلغارستان، بسیاری باور دارند که روزنامهنگاران فقط برای پول مینویسند و رسانهها زیر نفوذ الیگارشها، احزاب، دولت یا سرمایهداران خارجیاند. همین نگاه باعث شده هر رسانهای که بخواهد مستقل و متفاوت باشد، ناچار شود با موجی از بدبینی و نیهیلیسم مقابله کند.
اگر رسانه کوچک و شخصی باشد، هزینههای آن چندان زیاد نیست و میتواند بر پایهٔ کار داوطلبانه ادامه پیدا کند. اما اگر گروهی پشت آن باشد، بهتر است اعضای آن به منابع مالی مستقل دسترسی داشته باشند؛ برای مثال از راه یک فعالیت اقتصادی یا صندوق سرمایهگذاری.
در رومانی، فرهنگ کمک مالی به رسانهها تا حدی وجود دارد، اما در بلغارستان این فرهنگ هنوز ضعیف است. به همین دلیل، چنین رسانههایی بیشتر باید بر اعتماد میان دوستان و همراهان نزدیک تکیه کنند.
رسانهٔ «پل دوستی» زمانی واقعاً به نام خود وفادار میماند که بتواند از مرزهای سیاسی و ژئوپولیتیکی عبور کند و همهٔ جریانهای اجتماعی را، بدون حذف و تحقیر، وارد گفتوگو کند.
حتی گروههایی که ممکن است افراطی، تندرو یا بحثبرانگیز به نظر برسند، بخشی از واقعیت سیاسی و اجتماعی جامعهاند. اگر هدف، تغییرِ غیرسلطهگرانه باشد، نخست باید وجود و مشروعیت آنها را به رسمیت شناخت.
رسانه تنها زمانی میتواند اثری دگرگونکننده داشته باشد که صرفاً بازتابدهندهٔ روایتهای رسمی و غالب نباشد، بلکه بتواند نگاه مستقل و زاویهٔ دید متفاوت خود را حفظ کند.
قدرت رسانههای فرامرزی در این است که کاملاً در چارچوب ملی زندانی نمیشوند. آنها با یک پا بیرون از فضای بستهٔ ملی میایستند و به همین دلیل میتوانند از قطبیسازیها فاصله بگیرند و تصویری گستردهتر ارائه دهند.
در نهایت، جامعهٔ بلغارستان تا حد زیادی در برابر تغییر مقاومت میکند، زیرا بسیاری از مردم هر تغییر تازهای را چیزی «بیگانه» و «تحمیلی» میبینند.
در چنین شرایطی، هر حرکت برای تغییر اجتماعی باید از تحقیر و برچسبزدن به دیگران پرهیز کند. حتی شخصیتهای ضعیف یا ناکارآمد نیز باید از راه گفتوگو و آگاهی با محدودیتهای خود روبهرو شوند، نه از راه تحقیر و حذف.
این روند به زمان، صبوری، گفتوگوی عمیق و یادگیری مداوم نیاز دارد. اما در نهایت، رسانهای مانند «پل دوستی» تنها زمانی موفق خواهد شد که خودِ سازندگانش نیز همراه با آن تغییر کنند و رشد یابند.
در چنین شرایطی، تغییر واقعی میتواند از سوی مردم عادی آغاز شود. شهروندان معمولی کمتر درگیر ایدئولوژیهای رسمی، ساختارهای دولتی و محدودیتهای سیاسی هستند و به همین دلیل میتوانند شکلهای تازهتر و خلاقانهتری از ارتباط و همکاری را به وجود آورند.
هرچه مردم، سازمانهای مدنی، فعالان فرهنگی و رسانهها بیشتر بتوانند میان خود «پلهای دوستی» بسازند، روابط میان رومانی و بلغارستان نیز انسانیتر، عمیقتر و زندهتر خواهد شد.
اعتماد متقابل و کنجکاوی صادقانه نسبت به شناختِ دیگری، میتواند بهتدریج وضعیتِ ایستا و فاصلههای قدیمی را از میان بردارد.
. ۸– واقعگراییِ «خواستههای ناممکن» — شهروندان میتوانند به سوژهی روابط منطقهای و بینالمللی تبدیل شوند
«شهروندان» مفهومی است که میتوان هر محتوایی را در آن جای داد، اما در اینجا من برداشتی تا حدی آرمانگرایانه از آن دارم؛ یعنی انسانهایی که منابع لازم (زمان، اطلاعات، سلامت، معیشت، توان مالی و غیره) را در اختیار دارند تا فراتر از آنچه قرارداد کاری، تعهدات خانوادگی و پیوندهای اجتماعی از آنان میطلبد عمل کنند. منظورم از «شهروندان»، افرادی است که پروژهی اجتماعیِ خود را دارند؛ فعالیتی شخصی، یک علاقه، ابتکار، کنجکاوی یا شور درونی که آنان را به سوی تجربهای تازه سوق میدهد.
همهی اعضای جامعه نمیتوانند پروژهای زیر چتر فلسفهی «هویت پویا» و «پل دوستی» داشته باشند. اما به نظر من کسانی که پروژهی خود را در چارچوب این مفاهیم بازمیشناسند، مشتاق تجربههای نو و پیچیدگی بیشتر در اندیشه و هویت خویشاند. من این افراد را ستون فقرات یک سیاست خارجی آینده، غیرمتمرکز و خودمختار میبینم؛ سیاستی مستقل از مرکز ــ یعنی وزارتخانه در صوفیه ــ و مبتنی بر کنش شهروندان. باور دارم افرادی که دارای «عاملیت» هستند، توانایی خلق تجربهای نو در روابط اجتماعی را دارند.
بر اساس تعریف آنتونی گیدنز، عاملیت یعنی توانایی فرد برای کنش مستقل در برابر نیروهای هژمونیک. جامعهی بلغارستان احتمالاً همیشه صحنهی کشمکش میان روسدوستان و روسهراسان، میان قطبهای «موافق» یا «مخالف» این یا آن قدرت خواهد بود. اما به نظر من، شهروندانی که از آنان سخن میگویم و همچنین رسانههای «پلگونه»، نه «طرفدار» کسی هستند و نه «ضد» کسی. آنان در فضای میان قطبها قرار میگیرند و قادرند بر هر دو سوی این شکاف اثر بگذارند.
شاید باور به اینکه شمار زیادی از چنین شهروندانی در بلغارستان پدید خواهند آمد، آرمانگرایانه یا حتی خیالبافانه به نظر برسد. اما حتی اگر این رؤیایی ناممکن باشد، کاملاً واقعبینانه است که آن را مسیر بلوغ جامعهی بلغارستان به سطحی کیفی و تازه بدانیم.
امروز در سیاست بلغارستان، هر از گاهی رهبری ظهور میکند که میخواهد با فساد و الیگارشی مبارزه کند. اما نتیجه همیشه یکی است: آشکار میشود که همان الیگارشی تمام ساختار سیاسی را تأمین مالی و هدایت میکند. به جای آنکه امیدهای واهی به «منجی» بعدی ببندیم و سپس دوباره سرخورده شویم، من معتقدم الیگارشی زمانی مؤثرتر تضعیف میشود که از هژمونی بیفتد. به بیان دیگر، اگر سرمایهی اجتماعی، زمانی، مالی و آموزشی نیروهای اصیلِ غیرالیگارشیک رشد کند، قدرت الیگارشی نیز کاهش خواهد یافت.
بیایید انرژی خود را صرف ساختن پروژههای خودمان و پیشبرد فعالیتهای خویش کنیم، نه اینکه اراده و عاملیت خود را به منجیان پیاپیِ مبارزه با الیگارشی واگذار کنیم. همین که در سطح اجتماعی چیزی از خود میآفرینیم، تجربه و منابعی به ما میدهد که اگر تنها به رأی دادن به «منجیان» و سپس نفرین کردن آنان بهخاطر فریبدادنمان بسنده کنیم، هرگز به دست نخواهیم آورد.
۹-پل دوستی چه نسبتی با گروههای سیاسیِ انگخورده و انگزننده دارد؟ یعنی با فضاهای پیرامونی
اغلب، در یک جامعه یا در سطح بینالمللی، نیروهای سیاسیای که دیگران را انگ میزنند، خود نیز انگخوردهاند. چند نمونه: پوتینیستها، اوربانیستها، ترامپیستها، صهیونیستها، راست افراطی، چپ افراطی، اسلامگرایان و غیره. این گروههای سیاسی معمولاً آنقدر که به نظر میرسند همگن نیستند. درون آنها میتواند گرایشهای مترقیتر یا ارتجاعیتر وجود داشته باشد. اما به نظر میرسد همهی این جریانها تلاشی از سوی پیرامون برای اثرگذاری بر مرکز اجتماعیاند؛ مرکزی که همیشه آشکار نیست و میتواند در جهات مختلف جابهجا شود.
«پل دوستی» در معنای والا و آرمانی خود، رهاییبخش، دگرگونکننده و غنیکننده تعریف میشود. اما احتمالاً همه میپرسند این پل وقتی با حاملان اندیشههای استثناگرایانه روبهرو میشود، چه رخ میدهد؟ تز من این است که هیچ برخوردی رخ نمیدهد. اگر پل دوستی اصیل باشد، میدان نیرویی ایجاد میکند که میان خود و نیروهای انگزننده یا انگخورده فاصله میاندازد.
پل دوستی همهچیز را در درون خود جای میدهد و به روی همه باز است. اما خودِ عملِ نزدیک شدن و عبور از آن، انسان را دگرگون و از هژمونی دور میکند. حاملان ایدئولوژیهای انگزننده و انگخورده، در تماس با حاملان چنین پلی، قدرت خود را از دست میدهند. این حاملان قرار نیست به «شکار» کسی بروند. آنان فقط کار خود را انجام خواهند داد تا زمانی که جامعه به اندازهی کافی بالغ شود و از استثناگرایی دست بکشد.
. ۱۰- ماهیتِ میانجیگرِ پل دوستی بهمثابهی نقطهی مقابل تجربهای مبتنی بر انحصار، همگنی و هژمونی
پل، فضایی میانجی میان دو یا چند واقعیت است. امکان پیوند میان آنها را فراهم میکند، اما برای انجام این کار، منطق خاص خود را دارد. هرچند میان فضاهای تجربهی پیرامونی پیوند برقرار میکند، اما عناصری از تجربهی مرکز را نیز در خود دارد.
یکی از ویژگیهای تجربهی پیرامونی، وسوسهی مبتنی شدن بر انحصار، همگنسازی و اعمال هژمونی بر «دیگری» است. اگر این گرایش به واقعیت بدل شود، با نسخهای ایستا از هویت روبهرو میشویم که نسبت به تغییرات جهان کور است. دقیقاً میانجیبودنِ پل دوستی است که به آن امکان میدهد تجربهای فراتر از ساختارهای اجتماعی به دست آورد؛ ساختارهایی که تضادهای ملی در آنها به سوی پیچیدگی بیشتر تحول یافتهاند.
در مورد بلغارستان، این ایستایی هم ناشی از بنبست متقابل نیروهای مختلف است و هم از نبودِ یک گرایش مسلط که بتواند پیشگام تغییر شود. اما همچنین از این واقعیت ناشی میشود که تجربهی بخش بزرگی از جامعهی بلغارستان همچنان به دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ گره خورده، کمکهای مالی اروپا به بخشهای مختلف جامعه نرسیده، و این بخشها بلغارستان را مرکز جهان میبینند نه بخشی از فضاهای بزرگتر. به همین دلیل است که اوربانیسم/حاکمیتگرایی در کشور تا این اندازه طرفدار دارد.
ماهیت میانجیگرِ پل دوستی ــ که در عین حال اعتماد دو سوی خود را حفظ میکند ــ اجازه میدهد تجربههای بیرونی در جوامعی که از تغییر هراس دارند پذیرفته شوند. به این ترتیب، امکان نوعی نوسازی باقی میماند؛ امکانی که اگر افراد، سازمانها و رسانههای «پلگونه» بیشتر شوند و ظرفیت خود را گسترش دهند، بسیار گستردهتر خواهد شد.
. ۱۱– پل دوستی چگونه شکل گرفت؟ مهندسی اجتماعی، تصادف طبیعی یا صرفاً سرسختی
پاسخ شخصی من بیشتر به «سرسختی» متمایل است. در مورد «پل دوستی» بهعنوان یک رسانه، این پروژه آگاهانه با این نیت شکل گرفت که ابزار نیابتیِ بلغارها علیه رومانیاییها یا بالعکس نباشد، بلکه زمینهساز جذب تجربهای نو شود.
بهمرور فهمیدم که امتناع سرسختانهی آن از همپیمانی با نیروهای سیاسی در هر دو کشور، و تمایلش به مرتبط بودن با همه اما وابسته نبودن به هیچکس، باعث شده که تنها یک رسانهی خبری نباشد، بلکه به رویکردی در روابط میان انسانها و ملتها تبدیل شود. این رویکرد هیچ ارتباطی با تحمیل هژمونی، افشای دشمن یا انگزدن به دیگری ندارد، بلکه هدفش تقویت ظرفیت همگان است.
پل دوستی دشمنی ندارد. در بافت جنوبشرق اروپا، فهم این موضوع دشوار است. سوءظنهایی دربارهی اینکه «چه کسی پشت این پروژه است؟»، «چه کسی هزینهاش را میدهد؟» و مانند آن، میتواند برای کسی که میکوشد فضایی میانی برای گفتوگوی همگان ایجاد کند، بسیار دلسردکننده باشد. اما اینکه وبسایت «پل دوستی» دیدگاهها و صداهایی از جریانهای مختلف اجتماعی هر دو کشور را بازتاب میدهد و برای بسیاری از آنها ارزش قائل است، بهتدریج افکار عمومی را متقاعد میکند که این رسانه تبلیغاتی یا نیابتی نیست و ارزش افزودهای واقعی دارد.
من معتقدم پل دوستی فقط از درون به بیرون ساخته میشود. یعنی نمیتواند محصول مهندسی اجتماعی یا نوعی توطئه باشد. شاید در پیرامون، جایی که از جوانی و حتی پس از آن، منافع قدرتمند هژمونیک ما را به جنگ با «دشمنِ آینهای» خود سوق میدهند، بهندرت بتوان انسانهایی یافت که نیروهای اجتماعی گوناگون در درونشان چنان هماهنگ شده باشد که پلی از دوستی در وجودشان شکل بگیرد.
شاید در پیدایش شرایط لازم برای ساختن پل دوستی، عنصر تصادف و ویژگیهای خاص نیز دخیل باشد. اما به نظر من مهمترین عامل همچنان سرسختی است؛ اینکه در شرایطی که نیروهای فعال جامعه هنوز بهدرستی دیده نمیشوند، اصالت پل حفظ شود تا زمانی که نیروهایی که به شکست آن تمایل دارند، ناتوانی خود را احساس کنند یا به هر دلیلی عقبنشینی نمایند، و حامل این تناقض به ماهیت واقعی آن آگاه شود.
۱۲- پل دوستی به سوی فراتر از جنوبشرق اروپا
احتمالاً دربارهی دو پروژهی رسانهای دیگرم در جستارهای جداگانه خواهم نوشت. یکی از آنها رسانهای به نام «گفتوگوهای فرامرزی» در لهستان است که بر مقالاتی دربارهی مسائل اجتماعی و سیاست بینالمللی و داخلی در اروپای مرکزی و جنوبشرقی، اتحادیهی اروپا، آمریکا، بریتانیا و خاورمیانه تمرکز دارد. دیگری «پل دوستی فارسی» است؛ وبسایتی که میخواهد میان جنوبشرق اروپا و ایران/خاورمیانه پلی برقرار کند.
اصل پل دوستی ــ که شکاف میان حوزههای مختلف تجربه را پر میکند ــ برای این فضاها نیز معتبر است. اما فاصلهی بیشتر، تسلط کمتر بر زبانهای این مناطق دورتر، بیاعتمادی بیشتر و زمان کمتر برای شناخت آنها، باعث شده که پلها به سوی اروپای مرکزی و غربی یا ایران و خاورمیانه، هنوز ضعیفتر ساخته شوند و رفتوآمد کمتری داشته باشند.
یادگیری و درک من از واقعیتهای پیچیدهی اجتماعی همچنان ادامه دارد. من پلهایم را در حالی میسازم که بر روی آنها راه میروم. این پلها مانند محصولات نیمهآماده و از پیشساخته نیستند؛ بلکه دعوتیاند برای مواجهه با ناشناخته و نامعین، و نشانهای از اعتماد به اینکه این ارتباط، ثمربخش خواهد بود.
اگر «هویت ایستا» مفهومی کلیدی برای فهم تجربهی بلغارستان و نقطهی آغاز ارتباط با جهان باشد، احتمالاً پیوند با فضاهای فراتر از جنوبشرق اروپا نیازمند مفاهیمی متناسب با همان مناطق است. مثلاً در مورد ایران، شاید صبر، انتظار و بردباری، همراه با ایدهی «زندگیِ ناعادلانهستاندهشدهی انسان بیگناه» (که در اسطورهها در قالب سیاوش نمود مییابد) مفاهیم کلیدی باشند. در حالی که لهستان بسیار بیشتر بر رقابت، سوداگری، تجارت و ملتمحوری متمرکز به نظر میرسد. با این حال، شاید paradoxically، من در هر دو جامعه نشانههایی از انحصارگرایی میبینم. بنابراین، از نگاه من، این جوامع نیز به پلهای دوستی نیاز دارند، البته اگر خودشان به این نیاز آگاه شوند.
هدف آنچه من پیشنهاد میکنم چیست؟
بسیاری از مردم شیفتهی آناند که به هژمونیهای کوچک تبدیل شوند و قلمرویی ــ کوچک یا بزرگ ــ برای سلطهورزی داشته باشند. اما آنچه برای من جذاب است، فضای میانِ منافعِ تثبیتشده است. باور دارم نام این فضا «زندگی» است.
پل دوستی برای تصرف قدرت، مجبور کردن مردم یا رویاروساختن آنان با یکدیگر ساخته نشده است. نقش آن چیز دیگری است: تأیید زندگی و تغییر، در جهانی که شیفتهی نبرد برای سلطه است.
پل دوستی تلاشی است برای حفظ فضایی انسانی در جهانی آکنده از منافع هژمونیک؛ تلاشی برای انجام سهم خودمان و اثر گذاشتن بر جهانی که با تمام قوا در برابر تغییر مقاومت میکند.
س
